تبليغاتX
جملات زيبا و نغز از بزرگان

جملات زيبا و نغز از بزرگان

براي بهتر زندگي كردن

جملات زیبا

۱-عده ی زیادی هستند كه منتظر خوشبختی هستن ... اما غافل از اینكه قانون طبیعت برعكسه و خوشبختی منتظر ماست ... زیرا ما خالق خوشبختی هستیم


۲-اگر قرار باشد توقف كنی و به طرف هر سگی که پارس می‌کند سنگ پرتاب کنی ... هرگز به مقصد نمی‌رسی


۳-عدم پیشرفت یك كشور دو علت اساسی دارد :

1- نداشتن مردمان دانا 

2- لایق نبودن كسانی كه در راس امور مملكت هستند


۴-اینقدر نگو اگر گذشت كنم كوچیك میشم ... اگه با گذشت كردن كسی كوچیك میشد خدا اینقدر بزرگ نبود


۵-انسان بودن یعنی اینکه وقتی با کسی مشتاقانه کوهی رو بالا رفتی اما رو قله حس کردی که ازش بی نیاز شدی، یادت نره که اون پایین چقدر بهش نیاز داشتی


 

 

۶-چقدر حقیرند مردمانی که نه جرأت دوست داشتن دارند نه اراده ی دوست نداشتن نه لیاقت دوست داشته شدن نه متانت دوست داشته نشدن با این حال مدام شعر عاشقانه می خوانند


۷-تا وقتی قلب عریان كسی را ندیدی بدن عریانت را نشانش نده


۸-دیروز شیطان را دیدم، در حوالی میدان بساطش را پهن كرده بود؛ فریب می‌فروخت، مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌كردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند، توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص، ‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ... هر كس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تكه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را، بعضی‌ها ایمانشان را میدادند و بعضی آزادگیشان را ... و شیطان میخندید


۹-هر وقت توی زندگی به یه در بزرگ رسیدی که روش یه قفل بزرگ بود نترس و نا امید نشو!!! چون اگه قرار بود باز نشه جاش یه دیوار میذاشتن


۱۰-یادت باشه دنیا گرده! هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی شاید در نقطه شروع باشی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 18:0  توسط مهرداد  | 

نگاهی گذرا به فلسفهء هفت سین و نوروز در ایران باشتان

سلام به همهء بازدید کنندگان وبلاگ

من یه کمی دیر اومدم

ولی میخوام سال نو رو بهتون تبریک بگم

امیدوارم سال خوبی داشته باشین

و امیدوارم امسال بهترین سال زندگیتون باشه.

جشن نوروز جمشيدي، روز اورمزد، روز نخست فروردين ماه، آغاز بهار در روی زمين بر پايه‌ي سنجيده ترين اندازه گيري اخترشناسی و گاهشماری در جهان، بزرگترين و باشكوه ترين جشن‌ كهن در همه‌ي ایران بزرگ است.

جشن نوروز از نخستين روز بهار همراه با شكوفه‌ي درختان و سرسبزی نهاد (طبيعت، Nature) و شادی آغاز می‌شود. برابر با گفته‌ي باستان شناسان، در گذشته اين جشن يك ماه به درازا مي‌كشيد ولي امروز تا جشن سيزده دنبال مي‌شود.
جشن نوروز را بسياری از بزرگان جهان باشكوه ترين جشن گيتي ناميده‌اند و بزرگترين جشن مردمي ايرانيان است كه از روزگاران بسيار دور براي ما به يادگار مانده است و بنياد ميتُخت (اسطوره، Myth) آن را به جمشيد شاه پيشدادي پيوند مي‌دهند، همچنانكه اين جشن تا امروز به نام جشن نوروز جمشيدی آوازه مند است.
‌گويند به زمان جمشيد شاه سرما و توفان بزرگی ايرانويچ را فرا می‌گيرد و در پايان سال سوم، در آغاز بهار سرما و توفان به پايان می‌رسد و به شادی آن، جشن بزرگی برپا می كنند، كه جشن نوروز می‌نامند.
داستان ديگری چنين می‌گويد: جمشيد شاه پس از يك زنجيره بهسازي‌هاي چپيره‌اي (اجتماعى) بر تخت زرين نشست و دوري (فاصله) ميان دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز، روز هرمزد از فروردين ماه بود. چون مردم اين شگفتى را از وى بديدند، جشن گرفتند و آن روز را نوروز خواندند.
جشن نوروز پر بار از فرزانش كهن ايراني است و هنوز جای بسيار برای كاوش دارد و هرچه گفته شود كم است. اگر به گذشته باز گرديم و آيين‌هاي فراموش شده‌اي همچون بابا نوروز (عمو نوروز)، خواجه پیروز (حاجي فيروز)، پنجه يا بهيزك و… را نيز به آن بيافزاييم، خواهيم ديد كه جشن نوروز بسيار گسترده‌تر از آن چيزي است كه امروز هست.
جشن نوروز با همه‌ي دشمنی‌هايی كه در درازاي زمان ديده و می‌بيند، هنوز استوار و پا برجا خود را به رخ جشن های جهان مي‌كشد.

سبزه يا ششه:
ايرانيان باستان ده روز مانده به جشن نوروز، به انگيزه‌ي فراوانی در سال نو، سه سينی سبزه از گندم و جو و ارزن به نماد هومت = پندار نيك، هوخت = گفتار نيك و هوورشت = كردار نيك، می كاشتند. رنگ سبز آنان، رنگ پاترمی (ملی) ايرانيان و كيش زرتشت است كه نماد امرداد امشاسپند “بی مرگی و جاودانگی” است و آن را مايه‌ي بالندگی فروَهر درگذشتگان می‌دانستند.
همچنين در گذشته ايرانيان باستان دانه‌‌هاي گندم، جو، برنج، لوبيا، ميچوك (عدس)، ارزن، نخود، كنجد، باسمر (باقلا)، كاجيله، بلال، و ماش به شماره‌ دوازده ماه را در ستون‌هايی از خشت خام بر مي‌آوردند كه باليدن هر يك را به شگون نيك مي‌گرفتند و بر آن بودند كه آن دانه در سال نو مايه‌ي فزوني و باروری خواهد بود.

انديشه و فرزانش خانه تكاني:
ايرانيان باستان و زرتشتيان امروز بر اين باور هستند كه فروَهر مردگان {ريشه‌ واژه‌ي فروردين} در اين روز‌ها براي سركشي بازماندگان خود به زمين فرود مي‌آيند و اگر خانه را پاكيزه، آراسته و بستگانشان را شاد ببينند، شادمند مي‌شوند و برای باز ماندگان خود نيايش مي‌كنند و گر نه، اندوهگين و افسرده باز مي‌گردند.
با خانه تكاني، كاشانه‌ي خود را برای برگزاری باشكوه تر جشن نوروز از بيرون و درون پاكيزه، آماده و آراسته می‌كنند. خانه تكانی همچنين نشان از فرزانش كهن ايرانی دارد كه می‌گويد در پی آشفتگی، آراستگی و پاكيزگی می آيد.

هفت سين:
يكي ديگر از آيين و پيك نوروزی سفره‌ي‌ هفت سين است كه شمار آن از هفت امشاسپندان آيين زرتشت سرچشمه مي‌گیرد. دكتر بهرام فره وشی در جهان فروری، ريشه‌ي واژه‌ي هفت سين را از چيدن “هفت سينی” بر خوان نوروزی مي‌داند كه به آن هفت سينی مي‌گفتند و با گذشت زمان و افتادن “ي” پاياني آن به گونه هفت سين در آمده. به گفته‌ي او هنوز هم در برخي از روستاهای ايران اين سفره را، سفره‌ي‌ هفت سينی مي‌ گويند.

چيزهايي که روی سفره‌ي‌ هفت سين می چينند بدين شمارند:
خانواده های زرتشتی سه قاب از سبزه به نماد اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک بر خوان می نهنند تا موجب فراوانی در سال نو شود رنگ سبز آن رنگ ملی ایرانیان و نماد امرداد امشاسپند می باشد .

سمنو( مایه خمیر) که نماد خوبی برای زایش و باروری گیاهان توسط فروهرهاست و از جوانه های ناز رسیده گندم تهیه می شود

سنجد بو و شکوفه آن سرچشمه دلدادگی باروری و زايندگى و عشق است

سماق چاشنی و محرک شادی در زندگی به شمار می روند

سیر و سرکه برای گندزدایی و پاکیزگی می باشد

آب و ماهی سرخ نماد خورداد امشاسپند به معنی سرزندگی و شادابی و تندرستی، رسائي است

سیب سرخ (میوه جات) نماد سپندارمزد امشاسپند ، فروتنی و مهر و شيدايي

سکه نماد ی از شهریور امشاسپند(نگهبان فلزات )به نیت درآمد و ثروت انتخاب شده است و شهريارى آرزو شده با كشور جاودانى و نیرومندي

کتاب مقدس هم یکی از پایه اصلی خوان نوروزی به تناسب مذهب خود کتاب مقدسی را که قبول دارد بر سر سفره می گذارد و نماد اهورامزدا است نسك (كتاب) سپند (مقدس، saint): نماد اهورامزدا {بر پايه‌ي باور هر كسی، زرتشتيان: گات‌ها، يهو‌يان: تورات، مسلمانان: قران، مسيحيان: انجيل و برخی حافظ و…}

آینه و آفرینگان (شمعدان) نماد اردیبهشت امشاسپند به معنی نور روشنایی و حتما با ید در بالای سفره جای بگیرد

شیر و تخم مرغ نماد وهمن امشاسپند و پندار نیک و نوزايی به معنای نطفه و باوری وزایش است

نان و پنیر و سبزی نقل شبرینی و آجیل همگی نمادی از داده های اهورایی میباشد

اسپند و آويشن: نماد تندرستی و فرخندگي
نارنج: نماد گوی زمين و گردی آن
گلاب: نماد آب ريزان يا آب پاشان
انار: نماد پارسايی و پاكي

برگزاری جشن نوروز:
زرتشتيان و یا ایرانیان کهن د‌ر نخستين بامداد نوروز در كنار چهارچوب پايين در ورودی خانه اندكی آويشن مي‌ريزند كه نشان برپايی جشن در آن خانه است.
زرتشتيان در نخستين روز سال نو به نيايشگاه مكان زندگی خود می‌روند تا سال نو را با همبستگی با يكديگر و نيايش به درگاه اهورامزدا آغاز نمايند و سپس مانند هر ايرانی ديگر به ديدار بزرگان، خويشاوندان و آشنايان مي‌روند
.

و در پايان فردوسی درباره جشن نوروز چنين می گويد:

به جمشيد بر، گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز و فروردين بر آسوده از رنج، تن دل، زكين
بزرگان به شادی بياراستند می و جام و رامشگران خواستند
چنين روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان يادگار

جشن نوروز و سال نو 3747 ایرانی ( 1388 هجری) فرخنده باد و شاد و پيروز باشيد!

ايدون باد،

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 11:56  توسط مهرداد  | 

و اما شهر هرت کجاست؟

سلام به دوستای خودم

من آدم سیاسی نیستم ولی این دفعه میخوام یه چیزایی رو بنویسم که خودم حداقل یکم راحت بشم

امیدوارم بهم بگین که خوبه یا نه؟

مرسی

و اما شهر هرت کجاست:
شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه...
شهر هرت جایی است که همه با هم خواهر برادرن اما این برادرا خواهرا رو که نگاه می کنن یاد تختخواب می افتن
شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن
شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب
شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگه رو می شناسن
شهر هرت جایی است که همه بَدَن مگر اینکه خلافش ثابت بشه
شهر هرت جایی است که دوست بعد از شنیدن حرفات بهت می گه:‌ دوباره لاف زدی؟؟
شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند
شهر هرت جایی است که درختا علل اصلی ترافیک اند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند
شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند
شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند
شهر هرت جایی است که همه با هم مساویند و بعضی ها مساوی تر
شهر هرت جایی است که برای مریض شدن و پیش دکتر رفتن حتماْ باید پارتی داشت
شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده چند چادر برپا کرد
شهر هرت جایی است که خنده عقل را زائل می کند
شهر هرت جایی است که زن باید گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش می گن مروارید در صدف
شهر هرت جایی است که 33 بچه کشته می شن و مامورای امنیت شهر می گن: به ما چه. مادر پدرا می خواستند مواظب بچه هاشون باشند
شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریالای تلویزیونیشو توی کاخها می سازن
شهر هرت جایی است که 2 سال باید بری سربازی تا بلیط پاره کردن یاد بگیری
شهر هرت جاییه که موسیقی حرام است حرام
شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه
شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه
شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی
شهر هرت جایی است که همه شغلها پست و بی ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار
شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی
شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است
شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه
شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر رو دعوت می کنی و شام می دی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن
شهر هرت جایی است که هرگز نمی شه تو پشت بومش رفت مگر اینکه از یک طرفش بیفتی..
شهر هرت جایی است که .......
خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!

شکنجه

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 17:11  توسط مهرداد  | 

داستان کوتاه

يک روز زني  با لباسهاي کهنه و مندرس و نگاهي مغموم. وارد خواربار فروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست تا کمي خواربار به او بدهد. به نرمي گفت که شوهرش بيمار است و نمي تواند کار کند و شش بچه شان بي غذا مانده اند.
 صاحب مغازه با بي اعتنائي نيم نگاهي اندااخت و محلش نگذاشت و با حالت بدي سعي کرد او را بيرون کند.
زن نيازمند درحالي که اصرار ميکرد گفت:
آقا ... شما را به خدا قسم ميدهم به محض اينکه بتوانم پولتان را مي آورم.
صاحب مغازه گفت که نسيه نمي دهد.
مشتري ديگري که کنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را مي شنيد به مغازه دار گفت: ببين اين خانم چه ميخواهد ... خريد اين خانم با من.
خوارو بار فروش گفت : لازم نيست ... خودم مي دهم ... ليست خريدت کو؟
زن گفت : اينجاست ...
صاحب مغازه گفت : ليست ات را بگذار روي ترازو ... به اندازه وزنش هرچه خواستي ببر...!
زن با خجالت يک لحظه مکث کرد از کيفش تکه کاغذي درآورد و چيزي رويش نوشت و آن را روي کفه ترازو گذاشت ...
همه با تعجب ديدند که کفه ترازو پائين رفت ...
خواربار فروش باورش نمي شد ...
مشتري از سر رضايت خنديد ...
مغازه دار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در کفه ديگر ترازو کرد ... کفه ترازو برابر نشد ... آن قدر چيز گذاشت تا بالاخره کفه ها برابر شدند ...
در اين وقت خواربار فروش با تعجب و دلخوري تکه کاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته است ...
کاغذ ليست خريد نبود ... دعاي زن بود که نوشته بود :
" اي خداي عزيزم ... تو از نياز من باخبري ... خودت آن را برآورده کن "

فقط اوست که مي‌داند وزن دعاي پاک و خالص چقدر است .
دعا بهترين هديه رايگاني است که مي‌توان به هر کسي داد و پاداش بسيار برد

 

طواف خانه دل کن که کعبه را خلیل ساخت و دل را خدای خلیل

رمضان ماه ضیافت الله

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 19:42  توسط مهرداد  | 

الفبای زندگی
A-Accept : پذیرا باشید: دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.
B - Break away : خودتان را جدا سازید: خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.
▪ C - Creat : خلق کنید : خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.
D – Decide : تصمیم بگیرید: تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.
E - Explore : کاوشگر باشید : جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.
F - Forgive : ببخشید : ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.
G - Grow : رشد کنید: عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.
H – Hope : امیدوار باشید: به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.
▪ I - Ignore : نادیده بگیرید: امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.
J – Journey : سفر کنید: به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.
K – Know : بدانید: بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.
L – Love : دوست بدارید : اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.
M – Manage : مدیر باشید: بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.
N - Notice : توجه کنید: هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.
▪ O -Open : باز کنید: چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.
P –Play : بازی و تفریح کنید: فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد.
Q – Question : سوال کنید: چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.
R – Relax : آرامش داشته باشید: اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد..
S – Share : سهیم شوید: استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.
T – Try : تلاش کنید: حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید.
▪ U – Use : استفاده کنید : از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد
V – Value : احترام بگذارید: برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.
▪ X – X-Ray : اشعه ایکس: با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.
Y – Yield : اجازه دهید: اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید در انتها خوشبختی را خواهید یافت

▪ Z – Zoom : تمرکز کنید: زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما به اهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 11:5  توسط مهرداد  |